نگاهی به فراز و فرودهای کردان خراسان در دهه های ۲۰ تا ۸۰ شمسی

نگاهی به فراز و فرودهای کردان خراسان در دهه های ۲۰ تا ۸۰ شمسی

 

ما چگونه ما شدیم

 

در برهه جنگ جهانی دوم و چند سال بعد از آن در مناطق کردستان خراسان(این واژه اولین

بار توسط وزارت امور خارجه بریتانیا در هنگام پیشروی نیروهای تزار در آسیای مرکزی در

 دوره ناصرالدین شاه قاجار به مناطق کردنشین شمال خراسان به انضمام شهر فیروزه و

اطراف آن اطلاق شد و این واژه بر خلاف ادعای بعضی بی خبران ساخته تخیل این جانب

نیست هر چند خود اعتقاد دارم هر کجا یک کرد باشد آنجا کردستان است) اتفاقاتی به وقوع

پیوست که عکس العمل به این حوادث تغییرات عمیقی را در سیستم فئودالی و ایلی کردهای

خراسان منجر شد پس از تسلیم اولین رییس جمهور ما فرج الله خان بیچرانلو(این لقب به این

علت به وی داده می شود که خان در سرتاسر کردستان خراسان اعلام خودمختاری نمود) در

سال ۱۳۲۷ پس از تصرف سرتاسر شمال خراسان به جز مشهد و تبعید وی به گلپایگان رژیم

وقت ایران عزم خود را برای در هم شکستن مقاومت ملت کرد خراسان از هر راهی به جز

رویارویی مستقیم جزم کرد چون تازه قیام کردهای غرب ایران به رهبری قاضی محمد در سال

 ۱۳۲۵ در هم شکسته شده بود و دولت میل نداشت در شرق نیز خود را با کردها درگیر نماید

قائله بدون خونریزی ختم شد ولی این برای دولت کافی نبود خان تبعید شد مقر او در قلعه حسن

 شیروان به آتش کشیده شد در مناطق حساس اقدام به ایجاد پاسگاه ژاندرمری نمودند و از

بزرگان ایل کرد برای ورود به سیستم سیاسی کشور دعوت به عمل آورد که خانلر قره چورلو

از اولین کسانی بود که این دعوت راپذیرفت هر چند بر اساس اسناد تاریخی ایل شادلو بیشترین

 

همکاری را با رژیم نمود به طور مثال در هنگام فتح بجنورد با وجود اینکه خان حکومت

بجنورد را به شادلوها واگذار کرد ولی آنها راپورت و گزارش تحرکات خان را به پایتخت و

سازمان اطلاعات ارتش مخابره می کردند هرچند کینه و دشمنی ایل بیچرانلو با رژیم به اینجا

ختم نشد و در سال ۱۳۳۱ هنگامی که خان حیات را بدرود گفت و کردستانی را یتییم کرد از

زیر آتش و خاکستر مردی دیگر پا به عرصه کارزار گذاشت کریم خان بیچرانلو با درگیری با

نیروهای شاه و طرح ترور شاه باردیگر خاطره فرج الله خان بیچرانلو را در اذهان زنده کرد.

کریم خان برعکس فرج الله خان که به خاطر مصالح ملت کرد تسلیم شده بود دست به مقاومت

زد ولی متاسفانه توسط خودفروشان نفوذی محل اختفایش در تهران لو رفت و در یک تعقیب و

 گریز و درگیری کشته شد.در سال ۱۳۳۸ رادیو کردی مشهد کارش را شروع کرد و

 مبارزات کردی به سمت مسایل فرهنگی حرکت کرد و به جرات می توان گفت که طلایی

ترین دوران فرهنگ کردی و به خصوص در عرصه موسیقی در این دوران بود در

 سال۱۳۴۱ طرح اصلاحات ارضی ضربه دیگری را به وحدت سیاسی کردها زد و علت

اصلی این بود که منطقه از لحاظ اقتصادی وابسته به خان بود و خواه ناخواه مردم رابطه

مستقیمی با دستگاه خانی داشتند که با این طرح این وحدت سیاسی از بین رفت و خوانین

کردستان خراسان ضعیف گشتند واز طرفی جلسات متعدد روسای ایلات با شاه (عکسی از این

دیدارها در جلد پنجم حرکت تاریخی کرد به خراسان تالیف کلیم الله توحدی موجود است)در

 کاخ سعدآباد عملا ته مانده استقلال کردها را به باد دادند و خوانین که باید مدافع ملت خود در

 برابر دولت مرکزی باشند عملا به مهره های حکومت بدل گشتند و همچنین با افزایش

مهاجرت کردها به شهرها و کاسته شدن از تعداد عشایر کرد عملا در یک دهه ساختار

اجتماعی در کردستان خراسان دگرگون شد و کردها آرام آرام از هویت خود فاصله می گرفتند

و اولین پدر و مادرانی پا به عرصه گذاشتند که به جای زبان کردی با زبان فارسی با

کودکانشان تکلم می کردند.عدم وحدت سیاسی عدم وجود یک رهبری قوی و عدم وجود یک

حزب و یا ساختار سیاسی سازمان یافته جمعیت عظیم کردها را در خراسان بدل به مردمانی

بی پناه وبی پشتوانه کرد به طوری که با وجود آشوبهای دهه۵۰ شمسی ورشد سوادآموزی و

افزایش تعداد تحصیلکردگان کرد در آستانه انقلاب۱۹۷۹ یا همان سال ۵۷ خودمان جامعه

 

کردی و رهبران آن دست به هیچ تحرکی و یا استفاده از شرایط به وجود آمده برای اعلام

خودمختاری و جبران عقب ماندگی ها نزدند در حالی که در غرب کشور به خصوص در

 کردستان و کردستان شمالی بر سر این مساله طوفانی به پا بود و برعکس در کردستان

خراسان عملا کردها در خانه خود و در میان هم زبانان خود غریبه گشتند و بعضا از سوی

مشتی پس مانده مغولی مهاجر لقب گرفتند یعنی کسی که نسبت به سرزمینی که فعلا در آن

سکونت دارد هیچ گونه حقی ندارد بعد از دهه۳۰ شمسی کردها در کمتر از ۲ دهه از

صاحبخانه به مستاجر و از خان تبدیل به رعیت گشتند!!!

و تنها کردها یک رادیو کردی داشتند ودیگر هیچ خوانین یکی یکی یا به خارج از کشور

گریختند ویا خانه نشین شدند مراسمات کردی کمرنگ تر کمرنگ تر گشت کردی صحبت

کردن مایه ننگ و بی کلاسی ونشانه عقب ماندگی و فارس بودن و فارسی صحبت کردن نشانه

فرهنگ و تمدن در جامعه به شمار می رفت و در مدارس با زبان کردی شدیدا از درستیز

درآمدند و معلمان آموزش وپرورش بیشترین ضربه را به هویت این ملت زدند ولی……….

در سال ۵۸ شمعی افروخته شد که اولین تاریخ نویسی کردی بود آری ثبت تاریخ ،افتخارات

،بزرگان ملت کرد و هرآنچه که سهم ملت ما در حافظه بشری بود به روی کاغذ آمد آری کلیم

الله توحدی با چاپ اولین کتاب حرکت تاریخی کرد به خراسان این قدم را برداشت تا نسل یعد

ی تهی از هویت نباشد هیچ کس نمی توانست تصور کند که یک کتاب که حتی در تالیف

مشکلات و نواقص زیادی داشت اینچنین ملتی را در ۲ دهه بعد از خوابی گران بیدار کند………….

در مقاله بعدی در مورد وضعیت کردها در دهه ۶۰ و ۷۰ شمسی صحبت خواهیم کرد .

 

گفتگو

  کلیم الله توحدی پژوهشگر کرد شمال خراسان خالد گلباغي: كليم‌الله توحدي براي كردهاي هم ميهن نامي است آشنا.او از محققان شمال خراسان است كه سال‌ها براي شناخت هويت و تاريخ ملت خود فعاليت پژوهشي داشته است فرصتي دست داد تا با اين محقق كرد شمال خراسان مصاحبه‌اي داشته باشيم.آن‌چه در پي مي‌آيد گزيده اين گفت‌وگو است. استاد از خودتان بگوييد؟ من كليم‌الله فرزند اسدالله توحدي ساكن شهر قوچان و از ايلات مرزنشين كيكانلو، سيوكانلو، بيچرانلو، كه در روستاي اوغاز مركز ايل سيوكانلو كه آن زمان دارالعلم سرحد (قوچان-شيروان) خوانده مي‌شد ديده به جهان گشودم. در دي ماه 1320 خورشيدي. منزل شيخ اسدالله يك مجمع فرهنگي مذهبي-ملي مردم منطقه اعم از كرد و ترك بود كه به طور موروثي از نياكانش به اوراث رسيده بود.در دوران كودكي و نوجواني از مصاحبه‌ها و گفت‌وگوهاي جاري در اين مجمع به طور فوق‌العاده‌اي بهره‌مند گشتم و روز به روز بيشتر علاقه‌مند مي‌شدم.كتاب‌هاي چيده شده در تاق‌هاي اتاق كه همگي قطور و بزرگ و چاپ سنگي و مذهبي و عرفاني بودند بيش از هر چيز توجه من را به خود جلب مي‌نمودند و آرزومند بودم روزي بتوانم همه آنها را بخوانم و بدانم كه در آنها چه چيزهايي نوشته شده است. در صورتي كه پدرم در هر فرصتي كه آنها را مي‌گشود براي جمع خانواده خود و يا ديگران مي‌خواند و تعريف و تفسير مي‌كرد.لذا من پيش از رفتن به مدرسه به طور شفاهي از اين مصاحبه‌ها و گفت‌وگوها و آنچه را كه در كانون‌هاي يازده‌گانه فرهنگي و هنري اوغاز مي‌گذشت استفاده مي‌نمودم كه در كتاب (درخت چهل دستان يا 21 افسانه كردي خراسان) به باروري اين كانون‌ها اشاره كرده‌ام. در مهرماه 1327 پا به دبستان رودكي اوغاز گذاشتم و كلاس ابتدايي را با موفقيت در خرداد 1335 به پايان رسانيدم. به دليل فقر مادي پدرم نتوانستم راهي قوچان شوم و در دبيرستان ادامه تحصيل دهم. لذا براي كمك به هزينه خانواده‌ام دنبال چوپاني و گوسفندداري رفتم و در اين مسير قشلاق و ييلاق بود كه با فرهنگ بسيار گسترده ايلاق و عشاير گله‌داران كرمانج در روستاييان مسير كوچ و همچنين با فرهنگ و هنر تركمانان در بخش مراده تپه در استان مازندران آن زمان آشنا شدم و از اين نقل و انتقالات و برخورد با فرهنگ‌هاي گوناگون تجربيات و نوشته‌هاي فراوان اندوختم كه بعدا پايه اصلي كارهاي تحقيقاتي من شدند.از زندگي كوچ‌نشيني آنچه را كه در جست‌وجويش بودم نمي‌يافتم. سرانجام در شهريور 1342 به خدمت سربازي رفتم و دو سال سربازي را در لشكر پياده گرگان پشت سر گذاشتم براي نخستين بار توانستم شعر و موسيقي و هنر كرمانجي را وارد عرصه لشكر گرگان نمايم كه بيشتر افسران و درجه‌داران آن يا از كردهاي كرمانشاه و سردشت و اشنويه بودند يا از كردهاي خراسان. اشعار من در راديو لشكر و نيز در ماهنامه ارتش آن زمان پخش و منتشر شدند و من به عنوان سرباز نمونه لشر از دست تيمسار كريم عباسي قره‌باغي فرمانده لشكر به دريافت بازوبند ويژه مفتخر شدم و با برخي از افسران برنامه شعر و شاعره و مقاله‌نويسي داشتيم. سربازيم در شهريور 1344 به پايان رسيد و به ناچار براي ادامه تحصيل استخدام در اداره پليس آن زمان را برگزيدم و براي طي دوره آموزشگاه پليس عازم تهران شدم و شاگرد اولي اين دوره در دانشگاه افسري پليس در تهران گرديدم.در دي ماه همان سال 1344 به خراسان برگشتم و در شهرباني قوچان مشغول خدمت شدم و توانستم با خريد كتاب و درس خواندن در امتحانات متفرقه شركت جويم و در تابستان 1350 به اخذ مدرك ديپلم نايل گردم و در كنكور سراسري دانشگاه پليس پذيرفته شوم. در شهريور ماه وارد دانشكده افسري شدم و پس از چندي خدمت در آنجا به علت تاثيرپذيري كه از دانشگاه تهران يافته بودم از دانشگاه پليس استعفا دادم و سال بعد در كنكور سراسري در دانشگاه مشهد، دانشكده الهيات و معارف اسلامي پذيرفته شدم و به كارهاي فرهنگي پرداختم. اشعار و مقالات مرا روزنامه‌هاي خراسان و آفتاب شرق كه در مشهد منتشر شدند و نيز در ويژه‌نامه‌هاي دانشگاه مشهد چاپ شد، بر معروفيت و محبوبيت من افزودند. مصاحبه با خردمندان و اساتيد زبده دانشگاه روحيه‌ام را متحول ساخت و نخستين كتاب خود را كه تحت عنوان «حركت تاريخي كرد به خراسان» به تاليف درآوردم. تحقيق در تاريخ و معارف اسلامي و امور اجتماعي و ادبيات و موسيقي و هنر از جمله كارهاي من بودند. با راديو و تلويزيون خراسان ارتباط برقرار كردم و به انتشار نظريه‌هاي فرهنگي و هنري خود پرداختم. تاكنون چه كتاب‌هايي منتشر كرده‌ايد؟ 1-حركت تاريخي كرد به خراسان در دفاع از استقلال ايران در سال 1359 اين كتاب در سال 1383 توسط هنرمند خوش ذوق سنندجي جناب آقاي سيدعرفان برزنجي به زبان كردي ترجمه و به چاپ رسيده است. لازم به ذكر است كه اين اثر در 8 جلد تنظيم گرديده كه جلد 1 تا 5 آن به چاپ رسيده و جلد 6 تا 8 آن زير چاپ است. 2-ديوان عرفاني جعفر قلي رنگلي ملك شعراي كرمانج. 3-ترانه‌هاي كرمانجي با ترجمه فارسي. 4-درخت چهل دستان افسانه كردي‌هاي خراسان با ترجمه فارسي. 5-اسفراين ديروز و امروز. 6-نادرشاه و… و همچنين آثار زير را در دست چاپ دارم. تاريخ ايل هزاره به تاريخ موسيقي ايران در دو جلد، ادبيات و عشاير و فردشناسي خراسان، ضرب‌المثل در شمال خراسان تركي، كردي و فارسي، پوشاك و صنايع دستي و زيورآلات كرد و تركمن، فرهنگ عام شمال خراسان، تاريخ ادبيات كرمانج خراسان، فرهنگ كرمانج كليه كردي و فارسي، ترانه‌ها و آوازهاي كرمانجي، دستور زبان كرمانجي، كردي فارسي و… استاد ادامه تحصيل شما در دانشگاه به كجا رسيد؟ در خرداد 1355 از دانشگاه مشهد فارغ‌التحصيل شدم و سپس در كنكور به عنوان فرد برگزيده به رياست فرهنگ و هنر شهرستان سرخس برگزيده شده و راهي اين شهر مرزي و تاريخي ايران شدم و در آنجا به اداره فرهنگ و هنر سرو و صورت ويژه‌اي دادم كه به زودي مورد توجه مديركل فرهنگ و هنر خراسان و وزير فرهنگ و هنر وقت قرار گرفتم كه وزير دستور داد او را به عنوان كاردار فرهنگي ايران به فرانسه بفرستند كارها در حال انجام بود كه انقلاب 1357 ايران روي داد و همه چيز تحت تاثير جمهوري اسلامي ايران قرار گرفت و كتاب حركت تاريخي كرد به خراسان كه در تهران وزارت فرهنگ و هنر عهده‌دار چاپ‌ آن شده بود به من برگردانده شد. گويا بعدها مشكلاتي براي شما پيش آمد چرا؟ در جهت كارهاي تحقيقاتي كه به روستاها مي‌رفتم در شهريور 1358 براثر واژگوني اتومبيلم به دره افتادم و فرزندم ابوالفضل را از دست دادم و صدمه شديد روحي خوردم. در چنين بحراني از سرخس به مشهد منتقل شدم و رئيس بزرگترين كتابخانه عمومي خراسان شدم كه آرم آن به كتابخانه عمومي دكتر شريعتي مشهد تغيير يافته بود. در مورد نحوه تاليف كتاب حركت تاريخي كرد به خراسان بيشتر توضيح دهيد. تا پايان سال 1358 توانستم با تمام بدبختي‌ها جلد اول كتاب حركت تاريخي كرد به خراسان را به چاپ برسانم كه خطري بسيار عظيم براي تهديد زندگي و خانواده و شغل من بود. اين كتاب در فروردين 1359 وارد بازار شد و خيلي سروصدا راه انداخت و توجه‌ها را به خود جلب كرد و دوست و دشمن فراواني برايم تراشيد. در مورد فعاليت‌هاي ايام كتابخانه صحبت كنيد. با بهره گيري از كتب و مجلات كتابخانه معتبر و قديمي دكتر شريعتي و كتابخانه هاي دانشگاه مشهد و كتابخانه عظيم آستان قدس رضوي به شدت و مداوم به نوشتن كتاب‌ها و مقالات خود پرداختم  و به چندين سمينار فرهنگي به تهران، شيراز، كردستان، مهاباد، كرمانشاه و ايلام دعوت شدم. متاسفانه به دليل فقر مالي نتوانسته ام تمام زحمات و كارهاي گذشته خود انتشار دهم . در مورد بازنشستگي خود صحبت فرماييد؟ تا سال 1373 خورشيدي بدين گونه به خدمت و كار خود ادامه دادم و سر انجام  پس از 33 سال خدمت در اسفند همين سال باز نشسته شدم . چون حقوق باز نشستگي كفاف زندگي ام را نمي داد . لذا به برخي كارها روي آوردم كه باعث اتلاف وقت من شدند . ادامه كارهايم حساسيت برخي از نيرو ها را بر انگيخت كه منجر به دو سال زندان و عقب افتادن از مسير فرهنگي خود شدم و پس از آزادي از زندان هم ناچار با فقر مالي شديد تري همان رويه را ادامه دادم . مختصر كمك هزينه اي از باغ كوچكي كه ايجاد كرده بودم برايم مفيد واقع نشد و باز با قرض و دين و هزاران بدبختي كه گفتنش موجب دردسر خواهد شد به كار خود ادامه دادم .تا كنون قريب يكصد مقاله و مصاحبه در مطبوعات و راديو و تلويزيون داخلي و خارجي منتشر ساخته ام و 15 جلد كتاب چاپ و منتشر نموده‌ام. گويا شما با موسيقي نيز آشنايي داريد در اين راستا چه كار كرديد ؟ از سال 1349 با ضبط و جمع آوري موسيقي هاي محلي از اساتيد محلي قديم حدود 120 ساعت موسيقي ريلي و كاستي را طبقه بندي كرده ام  كه در نوع خود بسيار ارزشمند است . همكاري من با اساتيد برجسته موسيقي كشور از جمله آقايان: محمد رضا درويشي، هوشنگ جاويد، جهانگير نصري اشرفي، محمد نورريزان اردلان، رسولي، گلستان، صدري و ديگران صميمانه و صادقانه بوده است و متقابلا” از سوي مسؤلين فرهنگي هنري كشور چه در حوزه هنري و چه در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مورد تقدير قرار گرفته و عضو پيوسته خانه موسيقي ايران هستم. منبع:هاوار شماره ۱۳و۱۴    

کمی بیشتر

  کلیم درآغازجوانی عاشق ودلباخته دختری چادرنشین شدوبه همین سبب روستارارهاکردوبه چادرنشینی وکوچ وگله داری وچوپانی روی آورد.زیرابه مصداق:                   

رشته ای برگردنم افکنده دوست            می کشدهرجاکه خاطرخواه اوست

فضای روستاراکه دیگرقادرنبوداوراتغذیه وسرگرم سازدوبرایش تنگ ترونامناسب تربودرهاکرد.دراین مرحله، زیبایی کوچ نشینی بودکه باتنوع موسیقی وفرهنگ عامه مردم دیگرنواحی بویژه ترکمنهای شمال کشورآشنا شدودیوان مختومقلی ترکمن همتای جعفرقلی شاعروموسیقیدان معروف کردرادر یورت مرحوم ملامهدی ترکمن درقشلاق  مرزی مراوه به دست آوردوآنراحفظ نمودوباموسیقی وزبان ترکمن آشناگردید. کلیم درشهریور1342 به خدمت سربازی رفت. زیرادیگرکوچ نشینی هم که دوران سقوط چندین هزارسالی خودراآغاز کرده بود، برایش رنج آورمی نمود.دردوران خدمت سرودی برای لشکرساخت که ازرادیولشکرگرگان که هفته ای یکبارپخش میشد،اجراگردید.اوباسربازان کرماج وموسیقیدانان لشکرگرگان روزهای جمعه سمینارموسیقی ترتیب میداد.وی مقاله ای نیزبرای ماهنامه ارتش فرستادکه دریکی ازشماره های آن وعده به چاپ رسیدن آنراداده بودند. کلیم که به زبانهای کردی وترکی وفارسی شعرمیسرود،در مرکزلشکر باسرهنگ نوعی معاون قرارگاه به شعروشاعری ومشاعره پرداخت وبه تکمیل وزن و قافیه اشعارخویش مشغول شد. درشهریور42 وباپایان خدمت سربازی درشهربانی کل کشوراستخدام شدوبرای دوره آموزش راهی دانشکده افسری پلیس شدومقام اولآموزشگاه پلیس رابه دست آوردوسپس به قوچان انتقال یافت.وی درسال 1345 باخریدیک دستگاه ضبط صوت ریلی فیلیپس ساخت هلندکه تازه به بازارآمده بود،به ضبط وجمع آوری موسیقی محله منطقه پرداخته وآهنگ های زیادی راازهنرمندان قدیمی ضبط نمودکه اکنون بیش از یکصدساعت موسیقی اصیل رادرآرشیوداردکه تمام مجریان آن روی درنقاب تیره خاک کشیده اند. کلیم ضمن خدمت درشهربانی قوچان علیرغم مشکلات زیاد به تحصیل اشتغال ورزیدوبطورمتفرقه هرسال درکلاسی قبول شدودرخرداد1350 پس ازاخذمدرک دیپلم ادبی درکنکوردانشگاه پلیس تهران ونیزدردانشگاه قضایی  شبانه تهران پذیرفته شد. کلیم به دانشگاه پلیس رفت.ولی چندی بعدآنراباب میل خودنیافت وازخشونت موهن حاک بردانشکده به ستوه آمده وبه هرزحمت بوداستعفای خودراتقدیم سرتیپ کهنمویی فرمانده دانشگاه پلیس دادوبه شهربانی قوچان برگشت.سال بعددرکنکورسراسری دانشگاههادررشته فقه ومبانی حقوق اسلامی دردانشکده الهیات ومعارف اسلامی درردیف یازدهم قبول شدوسختی های فراوان پشت سرگذاشت تابه مشهدانتقال ودرکلاس درس اساتیدحضوریافت. چون درمحیط دانشکده الهیات امکان فعالیت درموسیقی نمی یافت، به شعرومقاله نویسی پرداخت که اشعارومقاله هایش راروزنامه های آفتاب شرق و وخراسان ونشریات دانشگاه به چاپ می رسید.      سرانجام پس از اخذلیسانس وپذیرفته نشدن استعفایش ازسوی شهربانی کل کشوربناچاردرمسابقه علمی بین یکصدنفرلیسانس به عنوان رئیس فرهنگ وهنرسرخس قبول شدودربهمن 1355 شهربانی رارهاکردوبرای انجام خدمات فرهنگی وهنری این شهرتاریخی ومرزی به آنجارفت. اودرآنجا به کشف وپرورش هنرمندان آن دیارپرداخت وپای نوجوانان وجوانان وکهنسالان رابه کتابخانه عمومی بی رمق این شهربازکردوکتابخانه رامتحول ساخت که سال بعدشهربانی کل کشوربنابه دستور هویدا نخست وزیروقت ناچاربه پذیرش استعفای اوشد. کلیم دراین مدت یک گروه موسیقی بسیارفعال وچشمگیرازهنرمندان گمنام سرخس گردآوردکه وقتی درمراسم چهارم آبان 56 برنامه خودرادرتالاربزرگ شهراجراکردند، تمام مردم سرخس راکه بتول خانوم مجدکارشناس موسیقی وزارت فرهنگ وهنرگفته بودهیچگونه موسیقی ذزسرخس نیست،دچارحیرت ساخت. کلیم درسرخس به تحقیق ومطالعه ادامه دادوهمزمان بانوشتن کتابهای حرکت تاریخی کردبه خراسان به تالیف کتاب سرخس دیروزوامروز پرداخت که این کتاب متاسفانه به علت عدم وجودامکانات مالی هنوز به چاپ نرسیده است. آقای مهردادپهلبدوزیروقت فرهنگ وهنرکه مقاله ای ازکلیم راخوانده وتحت تاثیرقرارگرفته بود،ازآقای کامبخش مدیرکل فرهنگ وهنرخراسان خواست کلیم تازه استخدام شده رابعنوان کاردارفرهنگی ایران درفرانسه به پاریس بفرستد. کاردرشرف تکوین بودکه انقلاب اسلامی به وقوع پیوست و رژیم شاهنشاهی به تاریخ سپرده شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، کلیم باازدست دادن فرزندنازنینش ابوالفضل درراه تحقیق درروستاهای شمال خراسان درآخرشهریور58 ، ازسرخس به مشهدانتقال یافت وبعنوان رئیس کتابخانه عمومی دکترعلی شریعتی که بزرگترین کتابخانه عمومی خراسان بود،مشغول به کارشد. این کتابخانه پس از کتابخانه پرباردانشکده الهیات بهترین گنجینه برای اوبودکه ازآنجابادانشگاهیان وفرهنگیان معتبرومراکزفرهنگی خراسان ارتباط بیشتری برقرارکرد وازجمله بنیانگذاران وپیشکسوتان سازمان امورعشایری خراسان ونماینده فرهنگی این سازمان بودوفعالیت های زیادی برای امورعشایرانجام داد.  کلیم دربهار1359 نخستین کتاب خودراتحت عنوان" حرکت تاریخی کردبه خراسان دردفاع ازاستقلال ایران" به چاپ رساندوکتابهاومقالات اونیزچاپ ومنتشرشدند. کلیم درسال 1370 بنابه دعوت آقای هوشنگ جاوید ازکارشناسان موسیقی نواحی کشوربه نخستین جشنواره نی نوازان کشورکه درحوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی تشکیل شده بود، باگروه موسیقی خراسان شرکت کردکه حاصل آن،آشنایی بااستادمحمدرضادرویشی وبیرون دادن آلبوم موسیقی شمال خراسان بوسیله حوزه هنری بود. درسالهای بعدنیزدرجشنواره های فرهنگی- هنری زیادی درشهرستانهای مهاباد، بانه،سنندج، ایلام، تهران، گرگان، خرم آباد،کرمان،شیراز،مشهد،قوچان، بجنوردوشیروان شرکت کرده وتعدادزیادی لوح تقدیرازمسوولین فرهنگی کشوردرکتابخانه خودجمع آوری نموده است .اوهمچنین بعنوان کارشناس موسیقی بومی، داوری بسیاری ازاین جشنواره های موسیقی رابرعهده داشته است. کلیم درمنزل خودکتابخانه کوچک ولی معتبری داردکه هزاران برگ اسنادخطی وکتب خطی وچاپ سنگی ومرجع درآن نگهداری میشود. منزل اویک مجمع فرهنگی – هنری ودرحکم یک موزه هنری است که خردمندان ازآن بهره مندمیگردند. درسال 1374 استاداستیفان بلامودانشمندوموسیقی شناس آمریکایی که ازمنزل اودیدن کردوباکارها واسنادفرهنگی وعکسهاواسلایدهای مردم شناسی اوآشنا شد، درحضوراستادمحمدنوریزادکه درخراسان مشغول فیلمبرداری وتحقیق بود، خطاب به کلیم گفت:: آقای توحدی، اگرسازمان ملل به مدت صدسال باصدنفروتمام امکانات به کارپردازند، نمی توانندیکصدم کارتو راانجام دهند،چنانکه مانیز درگذشته نتوانسته ایم.استاداشتانسرهم که ازاتریش وآلمان به دیدن کتابخانه اوآمده بودودرزمینه چاپ کتاب فرش کردی خراسان ازوجوداوبهره گرفته بودنیز خطاب به اوچنین اظهاراتی بیان داشت. کلیم درآرشیوفرهنگی خودعلاوه بریکصدساعت موسیقی کردی وترکی وفارسی محلی،حدود400 حلقه نگاتیوعکاسی داردکه درطول 42 سال اخیرازایلات وعشایروروستائیان خراسان عکس های زیباوگویایی تهیه کرده که درنوع خودبی نظیرمی باشد.چندحلقه اسلایدو25 حلقه فیلم ویدئوازمراسم، آداب ورسوم وپوشاک وصنایع دستی وموسیقیدانان محلی ازجمله کارهای جالب وشگفت انگیزایشان میباشد. اواکنون درروستای اوغاززادگاهش، یک پارک ملّی ومجتمع فرهنگی تفریحی باهزینه خوددریک هکتارزمین درحال احداث داردوامیدواراست که بتواندبرای مردم خراسان  خدماتی راانجام دهدوکتابخانه وموزه ومرکزاسنادخودرانیزبه آنجامنتقل سازذ. کلیم درمطبوعات، رادیو وتلویزیون ورسانه های فرهنگی مقالات وسحنرانی های فراوانی ازخودبه یادگارگذاشته است.نیزچندین جشنواره فرهنگی دردانشگاه فردوسی مشهدونیزبه مناسبت بزرگداشت جعفرقلی ملک الشعرای کرمانج وبزرگمردموسیقیدان کشوردرزادگاهش درسالهای 1384 و85و86 برگزارکردکه با استقبال کم نظیرمردم روبروشد.اودرحال حاضرنیزمشغول تحقیق ونوشتن است.    

دونده ماراتن

  دونده ماراتن   نشریه محلی آوای قوچان

 شماره 133- نیمه اول تیرماه1386      

دراین مطلب برآنم که ازیکی از قهرمانان محلی کرمانج ، آنهم دررشته دو و دره نوردی سخن به میان آورم که کسی برتر وسرفرازتر از قهرمان دوی ماراتن بوده وکسی هم نام اورانشنیده است.  اودریک شب ماه رمضان یکصدسال پیش، پس از اینکه روزه خودراافطارکرده ، ازاوغاز به قوچان حامل پیامی بوده که فاصله آن دومحل حدود85 کیلومتراست که رفت و برگشت آن 170 کیلومتر یعنی بیش ازچهاربرابر فاصله ماراتن به آتن است. درحالیکه روزه خودرا هم نشکسته و باز سحری اش رادر اوغاز خورده و روزه گرفته و با این تفاوت که نه تنها هیچ جایزه ای دریافت ننموده و هیچ زیبارویی اعلام ازدواج با اونکرده، بلکه بوسیله محمدحسین خان اوغازی او را به دارش بسته وچوبش زده اند!      قهرمان دوی سیوکانلو،دولخان که کردها طبق فرهنگ ویژه خودبه آن دولومیگفتند از پیک های سریع السیری بود که بارها بطوراعجاب انگیزی ماموریت خویش رابه انجام رسانده بود. درهنگام این ماجرا او حدود40  سال سن داشت.      درسحرگاه روز14 رمضان 1323 قمری برابر20 آبان 1284 خورشیدی گروهی از ترکمانان غارتگرمسلح بریکی از محله های کردان چادرنشین وکوچ روی قوچانی شبیخونی خونین زدند. تامردها از خواب بیدارگردند، همه رابه گلوله بستند وسیاه چادرها را غارت کرده و به آتش کشیدندوزنان و دختران وکودکان رابه اسیری بردند که دربازارهای برده فروشی خیوه وبخارا به فروش رسانند. دوروز پس از این حادثه خونین به هنگام غروب آفتاب روز16 ماه مبارک رمضان 1323 سواری از سمت کوههای دهستان مرزی بیچرانلووارداوغاز( مرکز ایل سیوکانلو) شددرحالیکه از سروگردن اسبش عرق می ریخت.      اونشان خانه محمدحسین خان رئیس ایل رامیگرفت که مردم باحیرت و تعجب اوراکه می دانستندحامل خبرناگواری است به خانه خان رهنمون شدند. محمدحسین خان وضوگرفته و همچون سایر روستاییان درانتظارشنیدن اذان ملاحسنقلی از بالای برج قلعه بودکه یکباره نوکرانش آن سوار را به حضورش بردند. سواردست درجیب بردونامه امین الله خان رشوانلو حاکم قوشخانه راتقدیم خان کرد. خان همچنانکه نامه رامیخواندوافسون میکشید، از گوشه چشمانش نیزقطرات اشک بررخسارش فرومی چکیدو اطرافیان خان از آن حالت متحیرشده بودند.      امین الله خان نوشته بودکه دردره جنگاه درناحیه مرزی قوشخانه درشمال شیروان، روز 14 ماه رمضان ساعاتی  پس از نیمه شب، غارتگران ترکمن از ایل کردباشقانلو چه خونی برزمین ریخته و چه جنایاتی راانجام داده اند.درپایان نامه افزوده بودبیشترازآنکه درتعقیب این دزدان غارتگربه یاریم بشتابید،مراتب را به قوچان به سرکار امیرعبدالرضاخان شجاع الدوله ، رئیس ایل زعفرانلو وحاکم قوچان برسانیدودرخواست کمک و کسب تکلیف نمایید. دراین لحظه بودکه صدای اذان از بالای برج برخاست که : الله اکبرلاالاهه الاالله. محمدحسین خان هم زیرلب تکرارنمودکه لاالاهه الاالله، وای از این مصیبتی که واردآمده است.      محمدحسین خان فرمان دادکه شیپورآماده باش رابنوازندتامعتمدین وریش سفیدان ایل به حضوربرسند. لحظه ای بعدیکان یکان بزرگان وسران طوایف درمنزل خان حاضرشدند و آنچه راکه درنامه نوشته شده بود، درک کردندوافسوس خوردند و اعلام آمادگی جوانان خود برای تعقیب غارتگران را اعلام داشتند.      محمدحسین خان رو به دولخان کردوگفت: خودت راآماده کن که این نامه رابه قوچان نزدسرکارشجاع الدوله برده و جوابش راگرفته تافرداشب همین موقع خودرا به من برسانی.      دولخان گفت: خان جان، من هنوز به درستی افطارنکرده و تنها یک کاسه چایی نوشیده بودم که صدای شیپوربلندشدوبه حضورشتافتم. چگونه تا فرداشب میتوانم برگردم- بهتراست- سواری یا اسبی تیزرو به این کارمامورگردد.      خان گفت: دیگرلازم نیست برایم تکلیف معین نمایی. همین که گفتم، زود برو راه بیفت . مگرمن اسب سوارندیده ام؟ کدام سوار میتواند این کار رابرایم انجام دهد؟ دولو که وضع راچنین دید، جرات نکرد بهانه دیگری بیاوردوغرغرکنان درحالیکه برپدرهرچه دزدوغارتگروستمگراست، لعنت و نفرین میکرد، به منزل بازگشت ولقمه نانی از گلو به معده سرازیرکردوتکه نانی هم درجیبش گذاشت و چوبدستی اش رابرداشت وبه ستارگان آسمان نگاهی کردوبه سوی کوههای بین اوغازوقوچان به راه افتاد. محمدحسین خان نیز به بزرگان ایل دستور دادهرکس به فراخورحال از جوانان جنگجوو اسب تیزرو و آذوقه برای حرکت فرداشب آماده نمایند که به تعقیب غارتگران روند. آن شب فضای اندوهباروسنگینی برای مردم اوغاز بود.      سحرگاه روز17 رمضان که چوپان گله گاوهارابرای چرابه بیرون روستامی برد، دربین راه متوجه شدکسی کناردرخت سنجدبزرگ ملاعلی خوابیده. باحیرت پیش رفت و دقت کرد و دید این دولوست که اینجاخوابیده و به قوچان نرفته است. باخودگفت: خیلی خوب، حال به جای قوچان بروی، خان رافریب میدهی ومی آیی دربیرون قلعه میخوابی، ها؟اکنون میفهمی که چه خوابی درانتظارتوست. این بگفت وگله را به رفیقش سپردو خود دوان دوان به سوی ده برگشت ودم در خانه خان جریان رابه نگهبانی دم دراطلاع داد.      محمدحسین خان که پس از خواندن نماز صبح به تازگی به خواب رفته بود، همسرش از پشت درب اوراصدا کردوازخواب بیدارش نمود وخوابیدن دلو درخارج قلعه رابه عرض رسانید.      خان از شنیدن خبراین نافرمانی چنان برآشفت که رگهای گردنش متورم شدولباسهایش راپوشید وازنوکرانش خواست که هرچه زودتر رفته و دولو راکت بسته بیاورند.      همچنانکه خروپف خواب دولو درفضا بلندشده بود، یکی ازنوکران خان با نوک پاچنان برپیکراو نواخت که او یک متربالاپریدوباپریشانحالی پرسیدچه خبراست؟ چرامی زنید؟ امانوکران جوابش رانداده وگریبانش راگرفته وکشان کشان آوردند. مردم که به سرعت از خوابیدن دولو و نرفتن به قوچان آگاهی یافته بودند، یکی یکی دوان دوان خودرا به حیاط خانه خان رسانیدندتابدانندچه مجازاتی درانتظاراوست.      نورکان خان دولوراکشان کشان به وسط حیاط هل دادند. دولو از دیدن خان که جبه قرمزرنگ خودراپوشیده و چکمه به پاکرده و سبیل هایش را می جوید و چپ و راست وپیش وپس میرفت، حیران شده وگمان کرده بودکه کسی درروستامرتکب قتلی شده که اکنون خان میخواهدمجازاتش کند.       اماخان باددین دولوچون شیری غریدوگفت:پدرسوخته را به ستون ببندید.لحظه ای بعد دولو رامحکم به ستون جلوی ایوان خانه طناب پیچ کردندوهمه منتظرفرمان خان بودندکه او با اشاره دست فرمان داد:بزنیدش تابمیرد. بااولین چوبی که برکمردولونواخته شد، فریادش بلندشدوگفت: آخرچرامرامیزنید؟مگرمن چه کرده ام؟ یکی از حاضرین گفت :آخربدبخت چرافرمان خان را اجرانکردی و رفتی بیرون ده خوابیدی؟ دراین لحظه دومین چوب هم برپیکرش آشناشد وفریادش به هوابرخاست وگفت: نامردها من از قوچان برگشته ام ونامه شجاع الدوله درجیب من است. محمدحسین خان گفت : دروغ میگوید، بزنیدش. حاج آقاخان از صف ریش سفیدان بیرون پریدوگفت: خان ، اجازه دهیدجیبش رابگردیم، شایدراست میگوید؟ باموافقت خان، حاج آقاخان پیش دویدوجیب دولورابررسی کرد ونامه شجاع الدوله راکه لاک ومهرشده بودرابیرون آورد. خان و همه مردم از این جادوگری دولوحیران شدند.      خان از شرمندگی خودرااز بلندی ایوان به پایین انداخت و سروروی دولو رابوسیدوعذرخواهی کرد. دستورداد دستانش رابگشایندوازطناب بازش کنند.      خان دستوردادهمسرش شرف پنج تومان پول بیاورد.سکه های نقره حاضرشدوخان بعنوان دست مریزادآنهارابه رسم کردی برسردولوریخت وشادش کردوجبه ابریشمین وقرمزخودرا هم از تن درآوردوروی شانه دولوانداخت وگفت : این هم خلعت تو که از گناهم درگذری که دوچوب بیهوده خورده ای.      مردم خنده کنان به سروقت دولوهجوم آورده و هرکدام به فراخورحال دیه ای ارزنده نثارش کردندو رویش رابوسیده وآفرین گفتند. آنگاه خان پرسیدکه خب توچگونه امشب رفتی و از قوچان برگشتی؟      دولوگفت: به خاطراسارت هم نژادانم برسرعتم افزودم. یک ساعت بعد از نیمه شب درقوچان درمنزل شجاع الدوله بودم. نگهبانها، ایلخانی را از خواب بیدارکردند.اومرا به حضورپذیرفت ونامه راخواندوجواب نوشت وبه من دادکه برگشتم. اماچون به میان باغهای اوغاز رسیدم به ستارگان نگریستم ودریافتم که اذان صبح نزدیک است. از این روبرای اینکه سحری کنم، کنارجوی آب نشستم وتکه نانی که درجیب داشتم، خوردم و هنوز تمام نکرده بودم که صدای ملاحسنقلی ازروی برج قلعه بلندشدوگفت الله اکبر. دومشت آب از جوبرداشته و خوردم و نمازخواندم  وچون دیدم ورودم به قلعه، بی موقع است، سرم را روی تنه درخت سنجدگذاشتم وخوابیدم. یک وقت دیدم نوکرانت مراگرفته وکشان کشان به زورآوردند، نمیدانم چرا این کارراانجام میدادند. محمدحسین خان وحاضرین خندیدندوگفتند: وبعدهم دیدی که به دارت بسته اندوچوبت میزنند. دولو هم خندیدوگفت: بیش از این نبایدانتظارداشت.      به دستورمحمدحسین خان، عاشق های اوغازشروع به نواختن دهل و سرناکردندوجوانان رقصیدندوبه افتخارحماسه آفرینی دولودرمنزل خان تمام اهالی به خوردن پلومشغول شدند. ساعتی پیش از غروب آفتاب 23 آبان 1284 ، محمدحسین خان وسواران کردایل سیوکانلوبه سوی قوشخانه ونواحی شمالی بجنوردبه تاخت درآمدندتا درتعقیب ترمکانان غارتگربرای نجات اسیران کرمانج باامین الله خان رشوانلوهمکاری نمایند.     ناگفته نماندکه دولودرسال 1314 خورشیدی دارفانی راوداع گفت. این سریع السیربودن درخانواده اوموروثی بود، چنانکه پسرش مرحوم رحیم ونیزپسران محمدرحیم یعنی آقایان محمودوبرات مظاهری نیز درزمان خوداز بهترین دوندگان وتیزگامان ناحیه شمال شهرستانهای شیروان وقوچان بودند.     امادرتحقیقاتی که به عمل آمدپیرمردان واولاددولو گفتندبرآمدگی های زانوی دولو رادرکودکی مالش داده واستخوان آنرا از بین برده بودند وبهمین سبب بود که اودردوندگی بی نظیربود. ناگفته نماندکه این مالش استخوان زانوازرسوم کردها بودتافرزندانشان سریع السیربارآیند.      

مصاحبه ای با کلیم الله توحدی

مصاحبه ای با کلیم الله توحدی مجله کرمانج

دانشگاه فردوسی مشهد- پاییز80

 با تشکر از اینکه وقت خودتان رادراختیارماقرارداده اید.لطفا بهعنوان اولین سوال بفرماییدکه اولین حکومت کردها درشمال خراسان چه بوده است؟   توحدی: درخراسان، کردها از دوره ساسانیان وپیش از آن وجود داشته اند و درنگهداری مرزهای شمال خراسان،کوشابوده اند. درتاریخ بیهقی آمده است که دریکی از لشکرکشی های سلطان محمودغزنوی به سومنات هندوستان، لشکریان کرد، نقش ویژه ای داشته اند. درلشکر سلطان مسعودغزنوی درمنقطه قوچان نیز که موجب فراری شدن طغرل شدلشکریان کردوجود داشته اند ودرتعقیب طغرل سلجوقی، تلفات قابل توجهی برسپاه اوواردساخته اند ودر دوره تیمورلنگ نیزبنا به کلاویخوکرددرخراسان، اهمیت چشمگیری داشته وبه سپاه تیمورلنگ، مالیات میداده اند. امانقش حساس کردان و حرکت تاریخی آنها به خراسان، درجهت دفاع از استقلال ایران ازآغاز دوره سلاطین صفوی بوده است که از سال 1000 قمری تا1011 قمری ، ایلخانان کرد درشمال خراسان بوده اند که آخرین آنها سردارمعزز بجنوردی و عبدالرضاخان قوچانی هستند که سردارمعزز درسال 1304 بوسیله رضاشاه اعدام شدو عبدالرضاخان درزندان قائم السلطنه ، بیمارشد و درگذشت.       2- مراتب قدرت درحکومت کردهای خراسان، بعد از دوران صفویه به چه صورت بوده است؟   توحدی: نمودارقدرت درمیان کردها به شکل هرم بوده که قاعده هرم رامردم و بدنه هرم رابگ ها و ایل بگی ها و راس آن را ایلخانی تشکیل میداده است وایلخانی دربرابردولت مرکزی و پادشاه وقت، مسوولیت مستقیم داشته است. یعنی بگ ها رئیس طایفه ها بوده اند وهرچند بگ زیرنظریک ایل بگی بودندکه ایل بگی هابرهزارخانواده حکومت میکردند. کردهای شمال خراسان 32 ایل بگی داشتندکه زیرنظر یک ایلخانی درقوچان تازمان فتحعلیشاه اداره میشد. پس از جنگ قوچان درسال 1248 ق فتحعلیشاه، سازمان مرکزی کردها رابه دو ایلخانی تقسیم کردتاازقدرت اتحادی آنان کاسته شود. به موجب معاهده ایلخانی، پس از جنگ قوچان به علت عدم توانایی و ضعف فتحعلیشاه و به علت قراردادهای ننگین گلستان و ترکمانچای ونیز معاهده هرات) پاریس 1272 ق ) ، قسمتی از خراسان از بین رفت که معلول تبعیدوقتل رضاقلی خان ایلخانی و از هم پاشیدگی ایل زعفرانلو و ایلخانی شادلو دربجنورد بودکه قرارداد ننگین تر و تحمیلی تردیگری نیزدرسال 1299 ق برناصرالدینشاه تحمیل شدکه به موجب آن، سرزمینهای شمال خراسان که امروزه چندجمهوری آسیای میانه راتشکیل میدهند، از پیکرایوان جداگردید.       3- اقتدارکردها درخراسان درابتدا با حال چه تفاوتی دارد؟   توحدی: درگذشته از نظراقتصادی، سیاسی و فرهنگی ، کردهای خراسان گروه فعالی بودند. آنها کاریزها وقنات ها راساختندو درختان انگور را از هرات و درختان سیب رااز بخارا به این منطقه آوردند و به گله داری و کشاورزی ، صنایع دستی وپرورش اسب رونق بسیاردادند. کشتی پهلوانی به علت نیازمبرم درحیات کردها، ازتوجه خاصی برخورداربود، درشعروموسیقی نیزپیشرفت جدی داشتندامابعدها به دلیل تغییرشرایط زمانی که ریشه درتغییرشرایط جهانی داشت، به ویژه دردوره رضاشاه سرکوب شدند.       4- مهمترین مشکل اجتماعی حال حاضردربین کردهای شمال خراسان چیست؟   توحدی: مهمترین مشکل، نداشتن سوادکافی بویژه دررشته ادبیات است که ریشه درگذشته کردهادارد. به علت شرایط اقلیمی، کاراصلی آنهاگله داری بوده است. مشکل دیگرآنهااین بوده که فرهنگ استفاده ازپول را نداشته اندوباز به علت زندگی خاص خود، پول خودرا به امانت گذاشته و ییلاق و قشلاق میکردند، یعنی پول را بدون استفاده دریکی از شهرهانزدافرادی به امانت میگذاشتند که آنها ازپول کردها استفاده میکردند. درحالی که روز به روز از ارزش پول کاسته میشد و دیگران از پول آنها استفاده میکردندولی کم کم دراین زمان درحال از بین بردن این مشکلات هستندو وارد بازاراقتصاد فعال میشوند.       5- آیا تهاجم فرهنگی، واردفرهنگ کردها شده است؟   توحدی: خیلی وقت است. ازروزی که اقوام ترک و عرب واردایران شدند. بعد از شکست ساسانیان، فرهنگ عربی ، غرب کشور را تحت تسلط گرفت و با اینکه حکمرانان تبریز، بیشترشان کردبوده اند امافرهنگ ترکی تسلط یافته و کردهای شکاک ودنبلی درآذربایجان را تحت تاثیرقرار داده است و آن هم به این علت است که کردها درهرجا هستند به خاطراحترام به اقوام دیگر، با آنها به زبان خودشان صحبت میکنند و به همین علت، کردهای خراسان نیزتحت تاثیرفارسی زبانان و تا اندازه ای ترکها قرار گرفته اند که واژه های فراوانی از این دوفرهنگ به کردی خراسان راه یافته است. درحالی که هیچ نیازی به آن نبوده و براثرلاقیدی کردهااین مشکل پیش آمده است.       6- تفاوت موسیقی کردهای خراسان، نسبت به سایرکردها چیست؟   توحدی: درسبیش از 400 سالی که عده ای از کردان به شمال خراسان کوچانده شده اند، تمام جنگها وفراز ونشیب ها، غم و اندوه ها وشکستها و پیروزی ها وپیشرفتهای آنان بصورت موسیقی متجلی شده است وموسیقی آنها از غناوگستردگی زیادی برخوردار است که موسیقی کردی غرب، این گستردگی و ویژگی رو ندارد. صدها آهنگ درموسیقی کرمانجی خراسان وجود دارد که هرکدام، فلسفه مخصوص به خود دارند که درکتاب تاریخ موسیقی ایران به آن پرداخته ام. سازهای کردی شامل: سُرنا، کمانچه، نی هفت بند، دهل، دایره ، دف و قوشمه است و شش تار هم ساز اشراف است.       7- علت استقبال از دوتارنسبت به سایرآلات موسیقی درشمال خراسان چه بوده است؟   توحدی: دوتار، یک ساز درونی و ملایم است و عرفانی و دلنشین، درحالی که سازهایی مانند دهل و سرنا ودف، پرسروصدامی باشند وبه بیشتربیرونی اند.اما سازی مانند دوتار به انسان آرامش میبخشد. درحالی که آوای کمانچه، نوعی غم درونی راتداعی میکند.       8- علت تغییرلباس و رقص کردهای خراسان بعداز کوچ تاریخی رابگویید؟   توحدی: تغییروتحول لباس به علت شرایط اقلیمی و نوع خاص زندگی کردهایعنی چادرنشینی و سردی و گرمی هوا، اشکال گوناگون را به خودگرفته و ازرنگهای شاد روشن و دل انگیزمتاثراز طبیعت بوده است. رقص ها نیز به علت عدم تحرک کافی درگذشته به ناچار تغییر یافت و تحرک آن بیشتروبیشتر شد. فرهنگ کردهای خراسان مثل آبی در حال حرکت و پرش و خیزش است ودرطول تاریخ با بهره گیری از مللی که با آن مواجه بوده و از مرزهای روم گرفته تا ارمنستان و گرجستان و قفقاز و آذربایجان است و خراسان وهندوستان، از زیباییهای هرملتی بهره گیری نموده و برغنای خویش افزوده است. درحالی که موسیقی و هنرکردهای غرب، فاقداین ویژگیها بوده است.       9- تاثیربرنام ها و همایش های کردی دراحیای فرهنگ کردی به چه صورت بوده است؟   توحدی: ازسال 1370 که عملاباهمکاران هنری و فرهنگی کردهای خراسان درسمینارها و جشنواره های سراسرکشورشرکت نموده ایم و مردم خوب ایران با موسیقی و هنرهاآشنا شده وتشویق کرده اند، تاثیربسیارزیادی داشته و مردم رابه این اندیشه واداشته اند که فرهنگ ما هم از اصالت وویژگیهای خاص  خودبرخورداراست و نباید نادیده گرفته شود. مخصوصا تاثیرآن دردانشگاهها وشهرهای خراسان بیشتربوده است که با اجراهای صحیح و نمایش آن، میتوان از تهاجم فرهنگی غرب جلوگیری کرد، زیرا ماضمن مسلمان وایرانی بودن، کردهستیم و کسی که به فرهنگ خودبی اعتناباشدبه فرهنگ کشورش نیز بی اعتنا است وبی تفاوتی،بلا و آفت هرجامعه ای است که امیدواریم چنین روزی، پیش نیاید.       10- برای تداوم فرهنگ کردها درشمال خراسان چه پیشنهادی دارید؟   نسل جوان وآگاه بایدرسالت تاریخی و فرهنگی خودرابشناسدو از خدمات نیاکان خود در نگهداری مرزوبوم خراسان درجهت دین ومیهن، بهره گیرندودرجهت اعتلای فرهنگ خودتلاش کنندو روز به روزاخلاق نیک و نیک اندیشیدن  راشعارخویش سازند و از بدی ها وپلیدی ها وحسادتها و تنگ نظری ها دوری جویند، یعنی چیزی را که برخودنمی پسندد  بردیگران نیز رواندارند و با اخلاق ملی و اسلامی خویش، درجامعه ای که درآن زندگی میکنند، مدینه ای فاضله بوجودآورند. قهرمان بودن کردها، زمانی محقق و تثبیت میشودکه از نظراخلاقی، قهرمان باشند و افراد دیگر از دست وزبان و کردارآنها ناراحت نشوند.

بیوگرافی


کلیم الله توحّدی فرزندشیخ اسدالله روحانی معروف ایل مرزنشین  کرمانج سیوکانلودردیماه 1320 در اوغازمتولدشد..منزل پدری اویک مجمع فرهنگی- مذهبی مردم منطقه بودکه ازنیاکانش بطورموروثی به اورسیده وسپس به کلیم الله منتقل گردید.کلیم وقتی دیده به جهان گشود،چشمش بیش ازهرچیزی به کتابهای قطوروبزرگ جلدچرمی پدرش درتاقچه هاخیره شدوبادیداراین کتابهابزرگ ومانوس شد.

درشبهای پائیزوزمستان درگردهم آیی خردمندان ایل، قرآن خوانی وروضه خوانی وسپس نقالی و مثنوی خوانی و حکایت های تاریخی ورزمی ازپهلوانان ومرزداران سلحشوری چون سردارعوض، تحفه گل، ججوخان، آرازمحمدو...به میان می آمدوگاه نیزازروی تفنن بازیهای شبانه محلی مانندپاشاوزیروکچه بازی به اجرادرمی آمد.علاوه براینهادرهمسایگی خانه پدری کلیم درمنزل عموهایش ملارمضان بخشی و ابراهیم، جلسه پرشور موسیقیدانان برگزارمیشدکه کلیم کوچولونیزدرآنجاگهگاه خضورمی یافت وگوش به دهان هنرمندان ومجریان می سپرد.

 

 

 

اوغازمرکزایل به دارالعلم سرحد قوچان معروف ویازده محفل فرهنگی، هنری داشت. بدینگونه کلیم پیش ازاینکه درهفت سالگی درمهر1327 به دبستان دولتی رودکی شش کلاسه اوغاز بروداز این محافل سنتی فرهنگی توشه های فراوانی برچیدوآنچه راکه شنیددرگوش وسینه و حافظه اش ضبط وآرشیوکرد.اوبه بازیهاوسرگرمی های دوران کودکی علاقه زیادی نداشت. بلکه هرجانقالی وموسیقی ونوحه خوانی بودبه آنجا روی می آورد. کلیم کم کم بزرگترشدودرزمینه موسیقی پیشرفت کرد. وی نخست از موسیقی مذهبی آغازکرد. درهفت سالگی نقش حضرت سکینه دخترامام حسین رادرمراسم روزعاشورا اجرامیکرد که قنداقه برادرعزیزش علی اصغر رالالایی میگفت.درسالهای بعدنقش طفلان مسلم راجرامیکردوچون به سن جوانی رسیدنقش حضرت قاسم وعلی اکبررااجرامی نمود. او وابوالفضل اوغازی نوحه خوانی را از ملارمضان بخشی وابراهیم وحیدرکوچک، عمووبنی اعمامش فراگرفتندومسجداوغازرادرماه محرم اداره میکردند.این دوبا همدیگردرجوانی روبه موسیقی بومی آوردند ودراین باره درمیان ایل خوش درخشیدندوبعددررادیوکردی خراسان به اجرای برنامه های موسیقی پرداختند.

 

 

 

کلیم درآغازجوانی عاشق ودلباخته دختری چادرنشین شدوبه همین سبب روستارارهاکردوبه چادرنشینی وکوچ وگله داری وچوپانی روی آورد.زیرابه مصداق:

 

 

 

 رشته ای برگردنم افکنده دوست می کشدهرجاکه خاطرخواه اوست

 

 

 

فضای روستاراکه دیگرقادرنبوداوراتغذیه وسرگرم سازدوبرایش تنگ ترونامناسب تربودرهاکرد.دراین مرحله، زیبایی کوچ نشینی بودکه باتنوع موسیقی وفرهنگ عامه مردم دیگرنواحی بویژه ترکمنهای شمال کشورآشنا شدودیوان مختومقلی ترکمن همتای جعفرقلی شاعروموسیقیدان معروف کردرادر یورت مرحوم ملامهدی ترکمن درقشلاق  مرزی مراوه به دست آوردوآنراحفظ نمودوباموسیقی وزبان ترکمن آشناگردید.

 

 

 

کلیم درشهریور1342 به خدمت سربازی رفت. زیرادیگرکوچ نشینی هم که دوران سقوط چندین هزارسالی خودراآغاز کرده بود، برایش رنج آورمی نمود.دردوران خدمت سرودی برای لشکرساخت که ازرادیولشکرگرگان که هفته ای یکبارپخش میشد،اجراگردید.اوباسربازان کرماج وموسیقیدانان لشکرگرگان روزهای جمعه سمینارموسیقی ترتیب میداد.وی مقاله ای نیزبرای ماهنامه ارتش فرستادکه دریکی ازشماره های آن وعده به چاپ رسیدن آنراداده بودند. کلیم که به زبانهای کردی وترکی وفارسی شعرمیسرود،در مرکزلشکر باسرهنگ نوعی معاون قرارگاه به شعروشاعری ومشاعره پرداخت وبه تکمیل وزن و قافیه اشعارخویش مشغول شد.

 

 

 

درشهریور42 وباپایان خدمت سربازی درشهربانی کل کشوراستخدام شدوبرای دوره آموزش راهی دانشکده افسری پلیس شدومقام اولآموزشگاه پلیس رابه دست آوردوسپس به قوچان انتقال یافت.وی درسال 1345 باخریدیک دستگاه ضبط صوت ریلی فیلیپس ساخت هلندکه تازه به بازارآمده بود،به ضبط وجمع آوری موسیقی محله منطقه پرداخته وآهنگ های زیادی راازهنرمندان قدیمی ضبط نمودکه اکنون بیش از یکصدساعت موسیقی اصیل رادرآرشیوداردکه تمام مجریان آن روی درنقاب تیره خاک کشیده اند.

 

 

 

کلیم ضمن خدمت درشهربانی قوچان علیرغم مشکلات زیاد به تحصیل اشتغال ورزیدوبطورمتفرقه هرسال درکلاسی قبول شدودرخرداد1350 پس ازاخذمدرک دیپلم ادبی درکنکوردانشگاه پلیس تهران ونیزدردانشگاه قضایی شبانه تهران پذیرفته شد. کلیم به دانشگاه پلیس رفت.ولی چندی بعدآنراباب میل خودنیافت وازخشونت موهن حاک بردانشکده به ستوه آمده وبه هرزحمت بوداستعفای خودراتقدیم سرتیپ کهنمویی فرمانده دانشگاه پلیس دادوبه شهربانی قوچان برگشت.سال بعددرکنکورسراسری دانشگاههادررشته فقه ومبانی حقوق اسلامی دردانشکده الهیات ومعارف اسلامی درردیف یازدهم قبول شدوسختی های فراوان پشت سرگذاشت تابه مشهدانتقال ودرکلاس درس اساتیدحضوریافت. چون درمحیط دانشکده الهیات امکان فعالیت درموسیقی نمی یافت، به شعرومقاله نویسی پرداخت که اشعارومقاله هایش راروزنامه های آفتاب شرق و وخراسان ونشریات دانشگاه به چاپ می رسید.

ادامه نوشته

آثار چاپ شده وآماده چاپ

الف- آثارچاپ شده این نویسنده

 

حرکت تاریخی کردبه خراسان- جلد1- چاپ مشهد-1359 – نایاب -1

 

 حرکت تاریخی کردبه خراسان- جلد1- تجدیدنظرشده کلی- چاپ مشهد-1371  -2

 

  حرکت تاریخی کردبه خراسان- جلد2- جاپ مشهد- 1364 – نایاب  -3

 

  حرکت تاریخی کردبه خراسان- جلد3- چاپ مشهد-1366 ، چاپ دوم در1378- مشهد -4 

 

   حرکت تاریخی کردبه خراسان- جلد4- چاپ مشهد-1373 – نایاب  -5

 

 حرکت تاریخی کردبه خراسان- جلد5- چاپ مشهد-1377 – کمیاب  -6

 

 حرکت تاریخی کردبه خراسان- جلد6- چاپ مشهد- 1386  -7

 

   دیوان عرفانی جعفرقلی زنگلی ملک الشعرای کرمانج(کردی- ترکی- فارسی- عربی) – چاپ   نخست درمشهد1369- چاپ دوم تجدیدنظرشده کلی- چاپ مشهد- 1381- کمیاب  -8

 

اسفراین دیروز وامروز- چاپ مشهد- 1374 – کمیاب  -9

 

ترانه های کرمانجی(باترجمه فارسی)- چاپ مشهد-1374- نایاب  -10

 

 درخت چهل دستان یاافسانه های کردی خراسان- مشهد-1379 – نایاب -11

 

نادرصاحبقران(نادرشاه-اسنادنویافته)- چاپ سنندج- انیستیتوفرهنگی کردستان- 1384  -12

 

  آلبوم موسیقی شمال خراسان- به کوشش استادمحمدرضادرویشی- کلیم الله توحدی. انتشارات حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی- تهران- 1372  -13

نوارکاست موسیقی کرمانجی- قوشمه استادعلی آبچوری- شماره های 1و2 – سروش-  -14

 

حرکت تاریخی کردبه خراسان- جلد1- باعنوان کوچی میژووی کوردبوخوراسان- ترجمه عدنان برزنجی( ترجمه به کردی سورانی)- سلیمانیه عراق- 2005 میلادی  -15

 

حرکت تاریخی کردبه خراسان- جلد2- باعنوان کوچی میژووی کوردبوخوراسان- ترجمه عدنان برزنجی- سلیمانیه عراق- 2006 میلادی  -16

 

مقالات ومصاحبه های بسیارکه درجشنواره های فرهنگی- هنری ورادیو وتلویزیون ومجلات وروزنامه هامنتشرشده است.  -17

 

 

 

ب- آثار آماده چاپ :

 

 نقش ایل هزاره درتاریخ ایران- اسنادصولت السلطنه هزاره  -1

 

کرم واصل خان(ترکی- فارسی)  -2

 

فرهنگ کرمانجی کلیم( کردی- ترکی)  -3

 

حرکت تاریخی کردبه خراسان- جلدهای 7 تا10  -4

 

تاریخ موسیقی ایران(2 جلد)  -5

 

 سرزمین ومردم خراسان  -6

 

ضرب المثل های های خراسان(کردی- ترکی- فارسی)  -7

 

ایلات وعشایرخراسان -8

 

پوشاک- زیورآلات- صنایع دستی زنان کرمانج( ودیگرایرانیان)  -9

 

تاریخ ادبیات کرمانج( از شهربانو دختریزدگردساسانی تاکنون) -10

 

نوروز وآئین های کرمانجی خراسان  -11

 

بازیها و ورزش های کرمانجی خراسان  -12

 

ازدواج درمیان کردهای خراسان -13

 

دایره المعارف کلیم..) -14