نگاهی به فراز و فرودهای کردان خراسان در دهه های ۲۰ تا ۸۰ شمسی
نگاهی به فراز و فرودهای کردان خراسان در دهه های ۲۰ تا ۸۰ شمسی
ما چگونه ما شدیم
در برهه جنگ جهانی دوم و چند سال بعد از آن در مناطق کردستان خراسان(این واژه اولین
بار توسط وزارت امور خارجه بریتانیا در هنگام پیشروی نیروهای تزار در آسیای مرکزی در
دوره ناصرالدین شاه قاجار به مناطق کردنشین شمال خراسان به انضمام شهر فیروزه و
اطراف آن اطلاق شد و این واژه بر خلاف ادعای بعضی بی خبران ساخته تخیل این جانب
نیست هر چند خود اعتقاد دارم هر کجا یک کرد باشد آنجا کردستان است) اتفاقاتی به وقوع
پیوست که عکس العمل به این حوادث تغییرات عمیقی را در سیستم فئودالی و ایلی کردهای
خراسان منجر شد پس از تسلیم اولین رییس جمهور ما فرج الله خان بیچرانلو(این لقب به این
علت به وی داده می شود که خان در سرتاسر کردستان خراسان اعلام خودمختاری نمود) در
سال ۱۳۲۷ پس از تصرف سرتاسر شمال خراسان به جز مشهد و تبعید وی به گلپایگان رژیم
وقت ایران عزم خود را برای در هم شکستن مقاومت ملت کرد خراسان از هر راهی به جز
رویارویی مستقیم جزم کرد چون تازه قیام کردهای غرب ایران به رهبری قاضی محمد در سال
۱۳۲۵ در هم شکسته شده بود و دولت میل نداشت در شرق نیز خود را با کردها درگیر نماید
قائله بدون خونریزی ختم شد ولی این برای دولت کافی نبود خان تبعید شد مقر او در قلعه حسن
شیروان به آتش کشیده شد در مناطق حساس اقدام به ایجاد پاسگاه ژاندرمری نمودند و از
بزرگان ایل کرد برای ورود به سیستم سیاسی کشور دعوت به عمل آورد که خانلر قره چورلو
از اولین کسانی بود که این دعوت راپذیرفت هر چند بر اساس اسناد تاریخی ایل شادلو بیشترین
همکاری را با رژیم نمود به طور مثال در هنگام فتح بجنورد با وجود اینکه خان حکومت
بجنورد را به شادلوها واگذار کرد ولی آنها راپورت و گزارش تحرکات خان را به پایتخت و
سازمان اطلاعات ارتش مخابره می کردند هرچند کینه و دشمنی ایل بیچرانلو با رژیم به اینجا
ختم نشد و در سال ۱۳۳۱ هنگامی که خان حیات را بدرود گفت و کردستانی را یتییم کرد از
زیر آتش و خاکستر مردی دیگر پا به عرصه کارزار گذاشت کریم خان بیچرانلو با درگیری با
نیروهای شاه و طرح ترور شاه باردیگر خاطره فرج الله خان بیچرانلو را در اذهان زنده کرد.
کریم خان برعکس فرج الله خان که به خاطر مصالح ملت کرد تسلیم شده بود دست به مقاومت
زد ولی متاسفانه توسط خودفروشان نفوذی محل اختفایش در تهران لو رفت و در یک تعقیب و
گریز و درگیری کشته شد.در سال ۱۳۳۸ رادیو کردی مشهد کارش را شروع کرد و
مبارزات کردی به سمت مسایل فرهنگی حرکت کرد و به جرات می توان گفت که طلایی
ترین دوران فرهنگ کردی و به خصوص در عرصه موسیقی در این دوران بود در
سال۱۳۴۱ طرح اصلاحات ارضی ضربه دیگری را به وحدت سیاسی کردها زد و علت
اصلی این بود که منطقه از لحاظ اقتصادی وابسته به خان بود و خواه ناخواه مردم رابطه
مستقیمی با دستگاه خانی داشتند که با این طرح این وحدت سیاسی از بین رفت و خوانین
کردستان خراسان ضعیف گشتند واز طرفی جلسات متعدد روسای ایلات با شاه (عکسی از این
دیدارها در جلد پنجم حرکت تاریخی کرد به خراسان تالیف کلیم الله توحدی موجود است)در
کاخ سعدآباد عملا ته مانده استقلال کردها را به باد دادند و خوانین که باید مدافع ملت خود در
برابر دولت مرکزی باشند عملا به مهره های حکومت بدل گشتند و همچنین با افزایش
مهاجرت کردها به شهرها و کاسته شدن از تعداد عشایر کرد عملا در یک دهه ساختار
اجتماعی در کردستان خراسان دگرگون شد و کردها آرام آرام از هویت خود فاصله می گرفتند
و اولین پدر و مادرانی پا به عرصه گذاشتند که به جای زبان کردی با زبان فارسی با
کودکانشان تکلم می کردند.عدم وحدت سیاسی عدم وجود یک رهبری قوی و عدم وجود یک
حزب و یا ساختار سیاسی سازمان یافته جمعیت عظیم کردها را در خراسان بدل به مردمانی
بی پناه وبی پشتوانه کرد به طوری که با وجود آشوبهای دهه۵۰ شمسی ورشد سوادآموزی و
افزایش تعداد تحصیلکردگان کرد در آستانه انقلاب۱۹۷۹ یا همان سال ۵۷ خودمان جامعه
کردی و رهبران آن دست به هیچ تحرکی و یا استفاده از شرایط به وجود آمده برای اعلام
خودمختاری و جبران عقب ماندگی ها نزدند در حالی که در غرب کشور به خصوص در
کردستان و کردستان شمالی بر سر این مساله طوفانی به پا بود و برعکس در کردستان
خراسان عملا کردها در خانه خود و در میان هم زبانان خود غریبه گشتند و بعضا از سوی
مشتی پس مانده مغولی مهاجر لقب گرفتند یعنی کسی که نسبت به سرزمینی که فعلا در آن
سکونت دارد هیچ گونه حقی ندارد بعد از دهه۳۰ شمسی کردها در کمتر از ۲ دهه از
صاحبخانه به مستاجر و از خان تبدیل به رعیت گشتند!!!
و تنها کردها یک رادیو کردی داشتند ودیگر هیچ خوانین یکی یکی یا به خارج از کشور
گریختند ویا خانه نشین شدند مراسمات کردی کمرنگ تر کمرنگ تر گشت کردی صحبت
کردن مایه ننگ و بی کلاسی ونشانه عقب ماندگی و فارس بودن و فارسی صحبت کردن نشانه
فرهنگ و تمدن در جامعه به شمار می رفت و در مدارس با زبان کردی شدیدا از درستیز
درآمدند و معلمان آموزش وپرورش بیشترین ضربه را به هویت این ملت زدند ولی……….
در سال ۵۸ شمعی افروخته شد که اولین تاریخ نویسی کردی بود آری ثبت تاریخ ،افتخارات
،بزرگان ملت کرد و هرآنچه که سهم ملت ما در حافظه بشری بود به روی کاغذ آمد آری کلیم
الله توحدی با چاپ اولین کتاب حرکت تاریخی کرد به خراسان این قدم را برداشت تا نسل یعد
ی تهی از هویت نباشد هیچ کس نمی توانست تصور کند که یک کتاب که حتی در تالیف
مشکلات و نواقص زیادی داشت اینچنین ملتی را در ۲ دهه بعد از خوابی گران بیدار کند………….
در مقاله بعدی در مورد وضعیت کردها در دهه ۶۰ و ۷۰ شمسی صحبت خواهیم کرد .
این وبلاگ به تاریخ ، فرهنگ و هنر کردهای شمال خراسان می پردازد.